بهترین بازی های سال ۲۰۱۷

با ورود به سال ۲۰۱۸ تصمیم گرفتیم تا دیر نشده نگاهی به بهترین بازی های ارایه شده در سال ۲۰۱۷ بیاندازیم و جمع بندی جامعی داشته باشیم. نیمه اول سال ۲۰۱۷ پر از بازی های خوبی بوده است  که در ژانرهای مختلف عرضه شده اند و خیلی از آن ها مدعی اصلی بازی سال شدن هستند.

هنوز بازی های زیاد دیگری هم در راه هستند که باید مورد بررسی قرار گیرند (خیلی از آن ها همین الان هم عرضه شده اند). نکته مهم این است که امسال بازی های بزرگ زیادی هم برای کامپیوترها عرضه شد. امسال چیزی که زیاد است بازی های کامپیوتری است.خیلی از آن بازی ها خوب هستند. چند مورد از آن ها هم عالی بوده اند. در این جا فهرستی از بازی های سال ۲۰۱۷ را ارائه می دهیم که از نظر ما بالاترین امتیاز را کسب کرده اند. 

Rising Storm 2: Vietnam

مجموعه بازی  های ۶۴ بازیکنه، تیراندازی تاکتیکی Red Orchestra  و  Rising Storm، داستان خود را از جنگ جهانی دوم تغییر داده و به سراغ جنگ ویتنام رفته است. این بار اسلحه های خودکار در دست شما قرار می گیرند. در RS2 موضع گیری، نارنجک های دودزا و هوشمندی در میدان نبرد مهم تر از همیشه است. حالت تازه بازی به بنام «برتری» (supremacy) تا حدی ناامید کننده ظاهر شده است، ولی مسابقات منطقه ای خطی نقطه به نقطه آن همچون همیشه عالی هستند.

نظر پایانی: یک آزمایشی هیجان انگیز از هوشیاری، سرعت و دقت که همچون تمام عناوین قبلی این مجموعه برای کار تیمی و اصالت اهمیت زیادی قائل است. ولی نمی تواند خودش را به یک بازی تیراندازی عصر مدرن نزدیک کند.

Vanquish

این بازی کنسولی سال ۲۰۱۰ بالاخره برای کامپیوتر عرضه شد و فرصت تجربه یک بازی مبارزه ای سوم شخص درجه پلاتینوم در اختیار ما هم قرار گرفت. در نقدی که بر این بازی نوشتیم اشاره شده: «این بازی محصول زمانه خودش بود، بازی که به نوعی واکنشی بود (شاید حتی بتوان گفت یک نسخه فرعی) به موجی از بازی های تیراندازی که بر روی کاورگیری تمرکز می کردند و بعد از موفقیت بازی گیرز آو وار مطرح شدند. بازی زاویه سوم شخص دارد، با دیوارهایی سروکار دارید که حداکثر به کمر شما می رسند. حین حرکت می توانید در جاهای مختلف نقشه سر بخورید و طی یک اسلو موشن، سر ربات ها را از تنشان جدا کنید. با یک بازی تیراندازی بی معنی و جسورانه سروکار دارید که البته کار خود را به نحوی هوشمندانه انجام می دهد.»

نظر نهایی: یک نسخه پورت شده عالی از بازی که به دنبال تخریب بازی های تیراندازی است که از کاورگیری استفاده می کنند. کوتاه است، اما چرخه اصلی گیم پلی آن هیچ وقت خسته کننده نمی شود.

Flinthook

گیم جدید

یک بازی سکوبازی روج لایک (یکی از زیرشاخه های بازی های نقش آفرینی) که از بازی Spelunky سخاوتمندتر است. قلاب های موجود در بازی باعث عالی شدن آن شده اند. در نقد این بازی گفته شده است: «قلاب شعاع محدودی دارد. ولی خم نمی شود و هیچ زمان سرد شدنی برای آن وجود ندارد. حقیقت امر این است که اگر با جوجه های بی سر در اتاق های مختلف نگردید و با قلاب خود تیراندازی نکنید و جاخالی ندهید، از بازی نهایت استفاده را نبرده اید.»

نظر نهایی: به شکلی رضایت بخش بیش ترین استفاده را از فرمول روج لایک برده است. بازی که به احتمال زیاد طرفداران این ژانر را راضی می کند.

Prey

بازی جدید

یک ایمرسیو سیم (بازی های اول شخصی که عناصر زیادی از بازی های ژانرهای مختلف قرض می گیرد) از نظر سبک و حفظ اصول کلاسیک. مبارزات بازی ناامید کننده است. اما طنز وحشتناک بازی که می تواند شامل پرتاب یک صندلی یا لیوان قهوه به سمت دشمن باشد، ایستگاه فضایی جذاب و آزاد آن  و شیوه حل مساله آزادانه و خلاقانه باعث شده Prey (با آن Prey که سال ۲۰۰۶ عرضه شد و هیچ شباهتی با این بازی ندارد اشتباه گرفته نشود) و یک موفقیت بزرگ باشد. این بازی هم چنین یکی از بهترین معرفی هایی را دارد که در چند سال اخیر دیده ایم.

مبارزات کم رمق و طراحی ضعیف دشمنان کمی شما را ناامید می کند، ولی Prey هنوز یک ایمرسیو سیم زیبا و متقاعد کننده است.

What Remains of Edith Finch

بررسی بازی

یک مجموعه داستان درباره یک خانواده عجیب و مرحوم. هرکدام از داستان ها با یک فرمت اول شخص متفاوت بیان می شود. در بازی تعامل کمی وجود دارد (بیش تر از دستورات راهنما پیگیری می کنید)، ولی خود داستان ها فوق العاده هستند. در نقد این بازی نوشته شده است: « What Remains of Edith Finch از نظر قصه گویی یک شاهکار است: جذاب، روایتی ماهرانه، مکان هایی گیرا، و در بخش های دیگر ویران گر. سعی کنید تا جای ممکن از کسانی که داستان را لو می دهند دوری کنید. جدی می گویم، به هیچ وجه نباید هیچ بخشی از داستان این بازی برای شما لو برود. آن را بازی کنید.»

نظر نهایی: تاثیرگذار، غم انگیز و عالی. داستانی که البته تعامل مخاطب با آن بسیار کم است.

Everything

بازی همه چیز

یک بار گاوی هستید که جست و خیز می کنید، دفعه بعد یک میکروب می شوید، شاید حتی یک کهکشان شوید. راز این بازی در نام آن نفته است (همه چیز)، البته مسلما قرار نیست به همه چیز تبدیل شوید. در این بازی افراد می توانند به ریزترین مولکول ها تا یک جزیره، سیاره و حتی چیزی ماوراء آن تبدیل شوند. در کنار این فضاهای سورئال می توانید از صداهای ضبط شده آلن واتس، فیلسوف معروف بهره مند شوید. بازی روند کندی دارد، ولی یک سفر دیوانه وار است که در  آن می توانید زندگی را تجربه کنید.

نظر نهایی: بامزه، فلسفی، و عمیقا عمیقا عجیب. بر روی کامپیوتر چیزی مثل Everything را پیدا نمی کنید.

Scanner Sombre

شما در حال گشت و گذار در یک غار هستید، ولی در این تاریکی چیزی نمی توانید ببینید. تنها چیزی که دارید یک لیدار است که با نقطه های رنگی، می تواند بر روی هر سطحی نقاشی کند. این بازی ایده خاصی دارد که فضای مخصوص خود را دارد (طراحی صدا هم مهم است). بازی بدون این که حتی یک بافت صخره در آن دیده می شود، زیبایی طبیعی خاص خودش را دارد.

نظر نهایی: یک سفر زیبا اما کوتاه که مرا مجذوب تعدادی از بهترین ایده های خودش کرد.

Outlast 2

بازی outlast 2

یک بازی ترسناک اول شخص در چندش آورترین حالت ممکن. Outlast 2 بخش های مخفی کاری گیج کننده ای دارد، اما موفق می شود یک ترس خالص ارائه دهد. در نقد این بازی نوشته شده است: «مدت ها بعد از دقایق پایانی Outlast 2، احساس ناخوشایندی داشتم. هنوز مطمئن نبودم چیزی که دیدم واقعا اتفاق افتاده یا خیر. بازی یکی از عجیب ترین سکانس های پایانی را دارد که تا به حال دیده ام. جنس ترسی را به من عرضه کرد که آخرین بار، در اولین هفته ای که به مدرسه مذهبی می رفتم، آن را تجربه کردم.»

نظر نهایی: در Outlast 2 مخفی کاری و تعقیب و گریز هنوز تغییر چندانی نکرده است. ولی این بازی یک سفر زیبا و بی رحمانه است که اضطراب های روحی زیادی به شما وارد می کند.

Zero Escape: The Nonary Games

بررسی بازی جدید

این بازی ماهیتی دوگانه دارد و شامل دو رمان بصری معمایی می شود، ۹۹۹ و «آخرین پاداش پرهیزکاری». در نقد این بازی نوشته شده است: «استودیو نونری گیمز انگار دارد شما را در یک جکوزی غرق می کند.» این بازی مخصوص طرفداران داستان های پرشاخ و برگ (و مرگ های وحشتناک)، معماهای اشاره و کلیک، و سخنرانی های فلسفی است.

نظر نهایی: هوشمندانه است بدون این که خسته کننده شود. Zero Escape: The Nonary Games استانداردهای تازه ای برای ژانر خودش تعیین کرده است.

Bayonetta

در نقد این بازی نوشته شده است: «بایونتا شبیه یک جریان است. این ویژگی تا حدی به سبب ترفند مبارزاتی هوشمندانه آن است که هرچیزی را وارد یک چرخه می کند. اگر در میانه یک چند ضرب در حالی که دکمه مشت یا لگد را نگه داشته اید جاخالی دهید، بعد از جاخالی هم دوباره می توانید چند ضرب را ادامه دهید. این ویژگی نشان دهنده میزان سیالی سبک مبارزاتی بایونتا است. این سیالی در نحوه انتقال آرام او از جاخالی دادن به حمله، یا از حمله با سلاح سرد به اسلحه هم وجود دارد.»

یک نسخه پورت شده عالی از بازی که هنوز یکی از بهترین بازی های اکشن چند سال اخیر است. بایونتا یک بازی بزن و بکوب اساسی است.

Styx: Shards of Darkness

یک بازی مخفی کاری ناب با حضور یک جن بدبین و بد دهن. دومین بازی Styx هم عرضه کم سروصدایی داشت ولی نکات خوب زیادی در آن دیده می شود. در نقد این بازی نوشته شده است: «یک بازی سخاوتمند که در آن کارهای زیادی می توان انجام داد. دارای مراحلی شگفت انگیز که از یک سیستم مهارتی به شدت انعطاف پذیر برخوردار است. سیستمی که شما را تشویق به تفکر خلاقانه می کند و بابت آن به شما پاداش می دهد.»

نظر نهایی: یک شخصیت غیرهمدلی برانگیز به شخصیت اصلی یک بازی دلپذیر تبدیل شده است. شاید تمایل چندانی برای افسانه ها و روایات دنیای آن نداشته باشید، ولی ویژگی های مختلف آن به خوبی با هم ترکیب شده و یک تجربه مخفی کاری رضایت بخش را به وجود می آورند.

Deus Ex: Mankind Divided — A Criminal Past

در محتوای قابل دانلود تازه Mankind Divided، یک زندان بسیار امنیتی فضایی عالی برای اکشن مخفی کاری های شخصیت اصلی فراهم کرده است. اگرچه داستان بازی چندان عالی نیست، ولی این مرحله آن قدر جذاب است که برای شش تا هفت ساعت شما را درگیر کند. در نقد این بازی نوشته شده است: «در حالی که محتوای قابل دانلود قبلی به نام System Rift نوعی عقب گرد از بازی اصلی بود، این ماموریت تازه کاملا متمایز عمل می کند. در نسخه بازسازی شده ای که شرکت ایدوس مونترال از Deus Ex ارائه داده، این زندان و فضایی که در آن خلق شده کاملا متفاوت از نمونه های قبلی عمل می کند. محدودیت هایی که این مرحله بر دوش شما می گذارد باعث می شود شما از سیستم های بازی نهایت استفاده را ببرید.»

نظر نهایی: یک مرحله با طراحی عالی که شما را از منطقه امنی که داشتید خارج کرده و بخش هایی از گذشته زندگی آدام جنسن رو می کند.

Sniper Elite 4

بازی جدید

داستان را می توانید با خیال راحت نادیده بگیرید. ولی این بازی سندباکس Sniper Elite 4 به خاطر مخفی کاری و تک تیراندازی منحصر به فردی که دارد به یکی از بهترین عناوین این سری تبدیل شده است. تقریبا هر ایرادی که به بازی قبلی گرفته بودیم، در این قسمت به نوعی برطرف شده است. ایتالیا به یک بستر داستانی بسیار زیبا تبدیل شده است. البته این زیبایی تا زمانی ادامه دارد که شما طی یک صحنه آهسته که به صورت تصاویر اشعه ایکس نشان داده می شود، متلاشی شدن کلیه یک نفر را مشاهده می کنید.

نظر نهایی: در مقایسه با Sniper Elite 3 پیشرفت زیادی داشته است و از بازی آزادانه نهایت استفاده را می برد. در بخش دو نفره بهتر عمل می کند. مهم تر از همه این که به ما امکان می دهد که از فواصل بسیار دور بتوانیم به سمت چیزهای مختلف تیراندازی کنیم.

Resident Evil 7

رزیدنت اویل 7

RE7 که سری رزیدنت اویل را وارد مسیر تازه ای کرده است، از سبک فیلم های اکشنی که چند عنوان آخر به خود گرفته بودند فاصله می گیرد و به یک بازی ماجرایی ترسناک وحشت آور اول شخص تبدیل می شود. در نقد این بازی نوشته شده است: «این بازی یک شوینده پرفشار صنعتی را بر روی کل سری می گیرد و سال ها چرک و سیاهی که در این سری انباشته شده بود را پاک می کند. شما می مانید و یک بازی ترسناک تلاش برای بقا ساده و تمیز که اگرچه چیزهای زیادی از گذشتگان خود قرض گرفته است، ولی از این مساله ترس نداشته که بازی های ترسناک مدرن را هم به عنوان منبع الهام در نظر بگیرد.»

نظر نهایی: آن طور که انتظار داشتیم یک بازسازی هیجان انگیز نیست، ولی یک بازی ترسناک تلاش برای بقا پرتنش و کار شده است که دارای حس و حالی غم افزا و مرده است.

[ratings]

منبع: Pcgamer

 

هیچ دیدگاهی ثبت نشده هنوز, شما اولین باشید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*